مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
تیر ۱۳
my house

خانه من

خانه من همین نزدیکی است
هر روز با خروس خوان خورشید
از خواب بیدار میشوم
خانه من در جنگل نیست
خانه من در کنار یک جاده خلوتی است
که تنها مسافرش خستگی است
و اگر خاطری برای من مانده باشد
شما هم او را خواهید دید
خانه من روی تپه و کوه نیست
خانه من همین جا است
جایی در کنار انتظار
انتظار یک بازگشت
  • Share/Bookmark
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
تیر ۰۲
don't forget me

فراموشم مکن

من را در یاب

من آن خشکیده درخت بی برگم
من آن افتاده با سر موج بر ساحل
من آن برگ سفید بر سر دیوار همسایه
که دیگر یادی از من نیست
نشانی نیست
فراموشم مکن ای یار دیرینه
تو ای سبزینه خوشرنگ
تو ای موج خروشان
ای نامه صد برگ
فراموشم مکن
نگاهم کن
اگرچه دور افتادم
اگر چه خاموشم اما
اگر یادی زمن باقی است
صدایم کن
که این رویا
در این تاریک دنیا
به کابوسی بدل گشته
  • Share/Bookmark
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
آذر ۲۲
نه دگر

نه دگر

نه مرا بر در معشوق دگر راهی هست
نه مرا همدم و همراهی هست
نتوانم که به محراب گذارم سجده
نه به می خانه مرا جایی هست
نه دگر ناز رخ خوب کشم
نه ز معشوق دگر بر سر من کاری هست
می گذارم گذر روزگه از قوت نیاز
نا امید این دل بی یار، که غم خواری هست

  • Share/Bookmark
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شهریور ۱۵

غروب را دوست خواهم داشت

اگر چه خورشید به خون خواهد کشیده شد

ولی خوب می دانم

که چندی بعد

ماه با دامن پر ستاره اش

عروس تاریکی خواهد شد

غروب را دوست خواهم داشت

هر چند ندای تاریکی است

اما خوب می دانم

که یاد تو

دلم را روشن خواهد داشت

  • Share/Bookmark
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شهریور ۰۱

آب
هر آن قطره که در باران است
هر چند شدید
تو را به یاد زنده می دارد
اگر چه جمع شوند در یک جا
مثال رود یا دریا
به وسعت یک اقیانوس
تو را به یاد زنده می دارد
و دیگر هیچ است
اگر چه سوز زمانه
هر آنچه قطره بر دل داشت
بلور برف کند بر دوش
که یا تو در وجود من
همیشه گرم می ماند

  • Share/Bookmark
Locations of visitors to this page