مطلب را به بالاترین بفرستید:
تیر ۱۸
قانون من شکسته خواهد شد بی آنکه کسی را برای آن توبیخ کنند.

قانون من
قانون من آب جاری است ،
قانون من بودن است،
قانون من زندگی است
و قانون من شکسته خواهد شد
بی آنکه کسی را برای آن توبیخ کنند.
من میدانم، این را من خوب می دانم اما … !
اما این قانون شکستنی
تا هست مرا زنده نگه میدارد
می جوشاند و می رویاند و پرورش میدهد.
اما قانون من شکسته خواهد شد … .
مطلب را به بالاترین بفرستید:
تیر ۱۳

خانه من
خانه من همین نزدیکی است
هر روز با خروس خوان خورشید
از خواب بیدار میشوم
خانه من در جنگل نیست
خانه من در کنار یک جاده خلوتی است
که تنها مسافرش خستگی است
و اگر خاطری برای من مانده باشد
شما هم او را خواهید دید
خانه من روی تپه و کوه نیست
خانه من همین جا است
جایی در کنار انتظار
انتظار یک بازگشت
مطلب را به بالاترین بفرستید:
تیر ۰۲

فراموشم مکن
من را در یاب
من آن خشکیده درخت بی برگم
من آن افتاده با سر موج بر ساحل
من آن برگ سفید بر سر دیوار همسایه
که دیگر یادی از من نیست
نشانی نیست
فراموشم مکن ای یار دیرینه
تو ای سبزینه خوشرنگ
تو ای موج خروشان
ای نامه صد برگ
فراموشم مکن
نگاهم کن
اگرچه دور افتادم
اگر چه خاموشم اما
اگر یادی زمن باقی است
صدایم کن
که این رویا
در این تاریک دنیا
به کابوسی بدل گشته
مطلب را به بالاترین بفرستید:
آذر ۲۲

نه دگر
نه مرا بر در معشوق دگر راهی هست
نه مرا همدم و همراهی هست
نتوانم که به محراب گذارم سجده
نه به می خانه مرا جایی هست
نه دگر ناز رخ خوب کشم
نه ز معشوق دگر بر سر من کاری هست
می گذارم گذر روزگه از قوت نیاز
نا امید این دل بی یار، که غم خواری هست
مطلب را به بالاترین بفرستید:
خرداد ۱۴

باز می خندم
در اتاق خلوتم
باز می خندم
و در این اندیشه
که به دنیا آمد
آنچه می ترسیدم از او
و مرا برد فرو در غم خود.
چشمها را بستم
و در آن پرده تاریک،
دیگران می خندند
دستهاشان شادی
و من از ترس جدایی از شور
باز می خندم.
عمر بازیچه دست دگران است
مهلتم می دادند
می شد از این همه بی معنایی
دور شد با لبخند
لیک بی تشویش
و من اینجا تنها
باز می خندم.
پیغام های تازه