مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دی ۱۵

می نشینم لب رو

در پی ماهی و آب

ماهیان رفته به خواب

آب هم یخ زده است

دختری آمد لب رود

چهره اش گندم گون

گفتم ای ماه کبود

پی چی میگردی؟

گفت: «روشنی٫ من٫ گل٫ آب»

گفتمش ساعت خواب

شاعران زنده به مرگ

تو زنی دم ز سراب؟

چه گلی

آبم کو

روشنی گشته کبود

و سیاهی چیره

و تو هم مثل من بخت بریده تنها

می زنی دم ز امید و مهتاب

سایه ها هم در خواب

بر از بهر خودت

پی یک آب دگر

پی یک آبادی

همه اینحا سرماست

پی چی می گردی

  • Share/Bookmark
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
بهمن ۰۲

این یه شوخی نیست اما امروز که پاشدم همه چیز به هم ریخته بود هنوز هم میترسم.تاریخ و ساعت رو گم کردم یعنی به ساعت موبایل و کامپیوترم نگاه میکردم میگفت امروز دو شنبه است وبلاگم می گفت امروز یک شنبه است و سرویس امار میگفت شنبه هیچ دوتا وبسایتی هم اعم از خبری و غیر خبری جواب درستی نمیداد تا اینکه مغزم رو به کار انداختم و یه ایمیل زدم به خودم حالا تا یه حدی مطمئن شدم امروز یک شنبه است. حالا امروز راستی چند شنبه است؟

  • Share/Bookmark
Locations of visitors to this page