خیلی خوبه اگه بدونیم چرا اینجا اومدیم.
هدف از انسان بودن چیه؟ انسان موجودیه که میتونه مثل یه حیوان همه چیز رو خراب کنه و بهم بریزه اما ایا هدف اینه؟ می تونه چول جمع کنه و مثلا زندگی مرفهی داشته باشه. شاید هدف اینه! یا اینکه میتونه برای جامعه مفید باشه.
با یک نگاه به تاریخ می بینیم که هر کسی به دنبال هدفی بوده. حافظ ، ابو علی سینا، کریم خان زند. اینها کسانی هستند که توی تاریخ اسمشون برده شده. برخی از اونها هنوز توی خونه های مردم جا دارند. مردم با اونها زندگی میکنند و به اونها وابسته اند. برخی از اونها با حرفهاشون زندگی بشر رو تغییر دادند و برخی دیگه با ابداعات و اختراعاتشو و برخی با کارهایی که انجام دادند. ولی در این وسط عده ای که حتی اسمی از اونها برده نشده تنها و بدون هدف عمر خودشون رو گدران کردند. از شکست ترسیدند، تغصیر رو گردن دیگران انداختند و در ناتها گم شدند.
هدف هر کس بسته به اندازه اون روی بشریت تاثیر گدار بوده. شعر های مولوی ترجمه شدند و در سراسر دنیا استفاده میشوند. دکتر حسابی نظریه ای داد که حتی انشتین رو متحیر کرد. بیل گیتس ایده ای رو خرید و با قیمت گزاف به دنیا فروخت. و هنوز هده ای هدف رو گم کرده و زندگی روزمره دارند.
عده ای از شکست ترسیدند و جا زدند. عده ای توی دل ختر رفتند. هر بار که شکست خوردند دوباره بلند شدند و از نو شروع کردند. این سوالیه که همیشه از خودم می پرسم. من جرو کدوم دسته از مردم هستم. هدف من چیه. و اینده چگونه خواهد بود. دیگران روی من نظر دیگری دارند. عده ای می گند من عجله دارم که به اینده برسم. عده ای میگن من سنگ بزرگ برداشتم و زمین میخورم. اونها درست میگن. من بارها زمین خوردم اما هیچ گاه از زمین خوردن خسته نشدم و نخواهم شد. من هدف دارم و هر چه هدف بزرگتر باشه احتمال شسکت توی اون بیشتره.
باید مقاوم بود و نترسید. باید با ترس مبارزه کرد. باید بر شکست خندید و دوباره شروع کرد. هیچ گاه دری بسته نیست.

پیغام های تازه