مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
آذر ۲۲
نه دگر

نه دگر

نه مرا بر در معشوق دگر راهی هست
نه مرا همدم و همراهی هست
نتوانم که به محراب گذارم سجده
نه به می خانه مرا جایی هست
نه دگر ناز رخ خوب کشم
نه ز معشوق دگر بر سر من کاری هست
می گذارم گذر روزگه از قوت نیاز
نا امید این دل بی یار، که غم خواری هست

  • Share/Bookmark
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
فروردین ۲۸
sale

حراج

شکسته دلم را حراج می کنم

و اسم کوچک خود را برای عمر

از این توهم تاریک پاک می کنم

دیگر چه سود که این جان از آن کیست

باید از این قفس همه جانم رها کنم

امروز می برم تو را ز یاد تا ابد

دیگر برای دیدن رویت دعا نمی کنم

آری به باد می دهم هر آنچه باقی ماند

بنگر چگونه آنچه که باقی است حراج می کنم

  • Share/Bookmark
Locations of visitors to this page